رحمت الله شريفي نجف آبادى

55

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

علامات تشخص را دارند . « 1 » علامه در نهاية الحكمه مىفرمايد : بدون شك براى وجود ، با ملاحظهء اين‌كه حقيقتش سعه و انبساط دارد ، تخصص و امتيازى ( از عدم ) به‌واسطه حقيقت عينى و بسيط آن وجود دارد و تخصصى به واسطهء مراتب مختلف و در عين حال بسيط ، دارد كه ما به الامتياز آن به ما به الاشتراك برمىگردد - كه اگر خود وجود را بنگريم بسيط و واحد است و اگر مراتب آن ملاحظه شود ، اختلاف دارد و اين همان وحدت در كثرت و كثرت در وحدت وجود است - كه اين دو تخصص ، ذاتى است و وجود ، تخصصى هم به واسطهء ماهيات پيدا مىكند كه از آن ( تخصص ) ، حد وجود ، حاصل مىشود كه اين تخصص ، حقيقتا به ماهيات و بالعرض به وجود نسبت داده مىشود . « 2 » عروض وجود بر ماهيت ، عروض مقولى نيست و عروض الوجود للماهيّة . . . و هو فى الحقيقة من عكس الحمل . و عروض و ثبوت وجود بر ماهيت ( در ذهن ) ، از قبيل عروض مقولى نيست كه در آن ، ثبوت عارض بر ثبوت معروض قبل از عارض ، توقف دارد ، ( مثلا در حمل سفيدى بر جسم بايد جسم قبلا تحقق داشته باشد ، ولى در حمل وجود بر ماهيت اين‌گونه نيست كه بايد ماهيت قبلا واقعيت داشته باشد ، زيرا ماهيت امر اعتبارى است و وجود اصيل و موضوع بايد اصالتا وجود داشته باشد ) . بنابراين ، بدون شك حقيقت ثبوت وجود براى ماهيت ، عبارت از ثبوت ماهيت به‌وسيله وجود است ، براى اين‌كه آن مطلب ، اقتضاى اصالت وجود و اعتباريت ماهيت است و تنها عقل به خاطر انس‌اش با ماهيات ، ماهيت را به‌عنوان موضوع فرض مىكند و وجود را بر آن ماهيت

--> ( 1 ) . بدايه ، مرحله 6 ، فصل 8 ، ص 55 . ( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله اول ، فصل سوم ، امر ششم ، ص 20 .